|
|
|
|
|
فکر می کنم کارای مهمی هست که باید انجام بدم، به همین خاطر احتمالاْ برای مدت نامعلومی اینجا مطلب نمی نویسم. در واقع می خوام بیشتر حواسمو روی موضوعات خاصی متمرکز کنم. خوش باشید... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 19:10 توسط ارحام عموئی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز بد جور به فکر خیام افتادم و از سایت paarsi.com این مقاله که نویسندش (یا گویندش!) دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن هست رو پیدا کردم که برای من که با ادبیات ایران آشنایی چندانی ندارم خیلی مفید بود. مقاله یه مقدار طولانی هست ولی فکر می کنم اگه نخونید ضرر کردید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 13:3 توسط ارحام عموئی
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه دوستان هم دانشگاهی: من این مقاله رو به عنوان پروژه درس مبانی کامپیوتر به دکتر فرج اللهی دادم. حواستون باشه! بهتره بریم سر اصل مطلب: مقدمه هوش مصنوعي يكي از معماهاي هميشگي را مورد توجه قرار مي دهد. چگونه براي مغزي كوچك و كند، خواه زيستي يا الكترونيكي، امكان ادراك، فهم، پيشگويي و دستكاري دنيايي به مراتب بزرگ تر و پيچيده تر وجود دارد؟ چگونه مي توانيم چيزي با اين خصوصيات ايجاد كنيم؟ اين ها سوالات سختي هستند، اما برخلاف تحقيق روي مسافرت با سرعت بيشتر از نور يا دستگاه هاي ضد جاذبه، محقق رشته AI مدرك مهمي دارد كه سوال فوق را ممكن مي سازد. تمام كاري كه محقق AI بايد انجام دهد اين است كه نگاهي به آينه بياندازد تا نمونه اي از يك سيستم هوشمند را مشاهده كند. هوش مصنوعي از جديدترين علوم است. AI به طور رسمي از سال 1956 يعني از همان زماني كه اين نام بر آن نهاده شد، شكل گرفت ، هرچند كه از 5 سال پيش از آن تاريخ كار روي آن آغاز شده بود. همراه با ژنتيك مدرن اين علم نيز مورد توجه دانشمندان ديگر رشته ها قرار گرفت. دانشجوي رشته فيزيك ممكن است اين احساس منطقي را داشته باشد كه تمامي ايده هاي جالب از قبل توسط گاليله، نيوتن، اينشتين و ديگران مطرح شده است و سال هاي زيادي طول خواهد كشيد تا فردي ايده جديدي را مطرح كند. اما در هوش مصنوعي چنين نيست. مطالعه هوش يكي از امور بسيار قديمي است. براي بيش از 2000 سال، فلاسفه سعي داشته اند درك كنند كه چگونه فرآيند ديدن، ياد گرفتن، بخاطر آوردن و استدلال كردن مي تواند يا مي بايد انجام شود. ظهور كامپيوترهاي مفيد در اوايل دهه 50 ميلادي توانايي هاي ذهني در اين زمينه را به يك علم تجربي و تئوريك مبدل نمود. اين احساس در بسياري ايجاد شد كه «ابر مغزهاي الكترونيكي» جديد پتانسيل نامحدودي براي هوش دارند. «سريعتر از اينشتين» تيتر عمومي روزنامه ها بود. اما همانگونه كه توليد وسيله اي براي خلق موجوديت هاي هوشمند مصنوعي ادامه داشت، كامپيوتر نيز ابزاري براي تست تئوري هاي هوش فراهم كرد و بسياري از اين تئوري ها نتوانستند در مقابل اين تست موفق شوند. بعدها اين عقيده غالب شد كه AI بسيار دشوارتر از آن چيزي است كه در ابتدا تصور مي شد و ايده هاي جديد، غني تر و جالبتر از اول شده اند. هم اكنون AI زيرشاخه هاي متنوعي از محدوده هاي عمومي همچون ادراك و استدلال منطقي گرفته تا امور ويژه اي همچون بازي شطرنج، اثبات قضاياي رياضي، سرودن شعر و تشخيص بيماري ها را شامل مي شود. غالباً دانشمندان ديگر رشته ها به تدريج به سوي هوش مصنوعي متمايل مي گردند، جايي كه ابزارها و واژگاني را مي يابند تا از طريق آن ها بتوانند وظايف هوشمندانه خود را سيستماتيزه و خودكار سازند. مشابهاً محققين AI مي توانند از روش هاي خود در هر زمينه اي از كوشش هوشمندانه انسان استفاده كنند. از اين منظر AI حقيقتاً يك دانش همگاني و فراگير خواهد بود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 22:59 توسط ارحام عموئی
|
|
||