تبليغاتX
اندیشه های درهم برهم! - هوش مصنوعی چیست؟
وبلاگی در مورد هر اندیشه ای که ممکن است به ذهن خطور کند.

AI چيست؟

تا كنون توضيح داديم كه چرا AI هيجان انگيز است اما نگفتيم كه اصولاً چيست. تعاريف مختلفي براي هوش مصنوعي وجود دارد كه مي توان آن ها را بر اساس نوع سيستمي كه مي خواهيم بسازيم، به چهار طبقه تقسيم نمود:

1- سيستم هايي كه مانند انسان عمل مي كنند (رهيافت آزمون Turing)

Kurzweil در 1991: هنر خلق ماشين هايي كه توانايي انجام كارهايي را داشته باشند كه انجام آن كارها توسط انسان نياز به هوشمندي داشته باشد

Rich, Knight در 1991: مطالعه بر روي چگونگي ساخت كامپيوترهايي كه كارها را در هر لحظه بهتر از انسان ها انجام دهند

تست تورينگ كه توسط آلن تورينگ (1950) پيشنهاد شد، تعريف رضايتبخشي از هوش را ايجاد كرده است. تورينگ رفتار هوشمند را به عنوان توانايي رسيدن به كارايي انساني در تمامي امور شناختي تعريف كرد كه حتي قادر به فريفتن يك محقق نيز باشد. تستي كه او پيشنهاد كرد آن بود كه كامپيوتر مي بايست توسط فردي كه از طريق تله تايپ  (teletype) به آن دسترسي دارد، مورد بازپرسي قرار گيرد و زماني در آن آزمون موفق مي شود كه پرسشگر نتواند دريابد كه در آنطرف انسان قرار دارد يا كامپيوتر.

در AI سعي زيادي براي موفقيت در تست تورينگ انجام نگرفته است. عقيده عمل كردن نظير انسان زماني مطرح شد كه برنامه هاي AI مي بايست با انسان در كنش متقابل قرار مي گرفتند، همانند زماني كه سيستم خبره (expert system) چگونگي حصول تشخيص نهايي را توضيح مي دهد و يا سيستم پردازش زبان طبيعي مكالمه اي با كاربر خود دارد. اين برنامه ها بايد بر طبق اصول قراردادي رفتاري انسان عمل كنند تا به هدف خود برسند. بازنمايي و استدلال در چنين سيستمي ممكن است بر مبناي مدل انساني باشد و يا نباشد.

2- سيستم هايي كه مانند انسان فكر مي كنند (رهيافت مدل سازي شناختي)

Haugeland در 1985: كوشش جديد هيجان انگيز براي ساختن كامپيوترهايي كه فكر كنند، ماشين هايي با قدرت تفكر و حس كامل

Bellman در 1978: اتوماسيون اعمالي كه به تفكر انسان نظير تصميم گيري، حل مسئله، يادگيري و ... مربوط مي شوند

اگر قصد آن را داريم كه بگوييم يك برنامه همانند انسان فكر مي كند، بايد راهي براي درك چگونگي فكر انسان داشته باشيم. پس بايد راهي به درون چگونگي عملكرد افكار انسان پيدا كنيم. براي انجام اين امر دو راه وجود دارد: از طريق درون گرايي (سعي در بدست آوردن افكار خودمان) يا از طريق تجارب روانشناسي. اگر قادر به ايجاد تئوري دقيقي درباره ذهن باشيم، آنگاه قادر خواهيم بود اين تئوري را به برنامه كامپيوتري تبديل كنيم. اگر رفتار ورودي/خروجي و زمانبندي برنامه با رفتار انسان تطبيق داشته باشد، گواهي بر آن دارد كه برخي از مكانيزم هاي برنامه ما در انسان هم عمل مي كند.

3- سيستم هايي كه به طور منطقي فكر مي كنند (رهيافت قوانين تفكر)

Charniak, MC Dermott در 1985: مطالعه توانايي هاي ذهني از طريق مدل هاي كامپيوتري

Winston در 1992: مطالعه محاسباتي كه آن را قادر سازد تا درك و استدلال و عمل كند

ارسطو يكي از اولين كساني بود كه سعي داشت تا رمز «تفكر درست»  (فرآيند استدلال غير قابل نفي) را بگشايد. قياس (Syllogism) معروف وي طرح هايي براي ساختارهاي استدلالي ايجاد كرد كه همواره نتايج صحيحي از مقدمات صحيح بدست مي آورد. براي مثال «سقراط انسان است، همه انسان ها مي ميرند، پس سقراط خواهد مرد». اين طرز فكر، عمليات ذهن را سازمان مي دهد و حيطه منطق (logic) را پايه گذاري مي كند.

توسعه منطق صوري در قرون نوزده و بيست، دستور زبان دقيقي براي ايجاد جملاتي در ارتباط با همه انواع اشياء جهان و رابطه بين آن ها ايجاد نموده است. در سال 1965 برنامه هايي وجود داشت كه قادر بود با وجود حافظه و زمان كافي، شرحي از مسئله به زبان منطق دريافت كند و اگر راه حلي داشته باشد آن را پيدا كند. اين رسم منطق گرايي در هوش مصنوعي اميد ايجاد برنامه هايي به منظور ساخت سيستم هاي هوشمند را ايجاد مي كند.

4- سيستم هايي كه به طور منطقي عمل مي كنند (رهيافت عامل منطقي)

Schalkoff در 1990: دانشي كه رفتار هوشمند را برحسب فرآيندهاي كامپيوتري شرح و مورد تقليد قرار دهد

Luger, Stubblefield در 1993: شاخه اي از علم كامپيوتر كه با اتوماسيون رفتار هوشمند مربوط مي شود

رفتار منطقي بدين معناست كه طوري رفتار كنيم كه در صورت داشتن عقيده واحد به هدف واحدي برسيم. يك عامل (agent) را چنين تعريف مي كنيم: هر چيز كه ادراك مي كند و عمل مي كند. در رهيافت عامل منطقي (همين رهيافت)، AI به صورت علم مطالعه و ساخت عامل هاي هوشمند تعريف مي شود.

در نگرش «قوانين تفكر» هوش مصنوعي، تاكيد عمده برروي استنتاج هاي صحيح بوده است. توليد استنتاج هاي صحيح گاهي قسمتي از عامل منطقي بودن است، زيرا يك راه براي رفتار عامل منطقي، استدلال منطقي است كه منتهي به نتيجه منطقي مي شود كه در نهايت هدفي را برآورده سازد. از سوي ديگر، استنتاج منطقي تمام منطقي بودن نيست، زيرا اغلب شرايطي پيش مي آيد كه هيچ چيز صحيحي براي انجام وجود ندارد ولي هنوز چيزي بايد انجام شود. علاوه بر اين گونه هايي از رفتار منطقي وجود دارند كه نمي توان به صورت منطقي گفت كه حاصل استنتاج اند. براي مثال، عقب كشيدن دست از يك اجاق داغ عكس العملي است كه موفق آميزتر از يك عمل آهسته بعد از تفكر سنجيده است.

مطالعه AI به عنوان طراحي عامل منطقي داراي دو مزيت است. اول اينكه از رهيافت «قوانين تفكر» عمومي تر است، زيرا استنتاج صحيح تنها فرآيند صحيحي براي حصول منطقي بودن است و نه يك شرط لازم. دوم اينكه پيشرفت علمي بسيار قانون پذيرتر از رهيافت هايي است كه بر تفكر يا رفتار انساني متكي هستند، چرا كه منطق به روشني تعريف مي شود و كاملاَ عمومي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 22:59  توسط ارحام عموئی  |